پررو بودن در ادبیات ما صفت زشتی تلقی میشود، و به آن هایی نسبت داده میشود که خلاف چهارچوب های رایج و عرف جامعه حیای کمتر و تقاضای بیشتری از اطرافیان خود دارند، یا کارهایی میکنند که برای عموم جامعه شرم آور محسوب می شوند. گاها آدم ها انتخاب می کنند پررو بنظر بیایند، بخصوص آنهایی که بخاطر کمرویی آسیب هایی را تجربه کرده اند، اما پررو بودن همواره مربوط به جامعه ی انسان های اطراف ما نیست. اتفاقا تاثیر این صفت در موفقیت زمانی آشکار میشود که در تمامی مسائل حاکم باشد، شما باید توقع زیادی از خود داشته باشید، در برخورد با مسائل و مشکلات پررو باشید و بسادگی تسلیم نشوید.

رولینگ بارها نه شنید !

جی.کی. رولینگ نویسنده رمان های بسیار پرفروش هری پاتر در شروع کار خود تقریبا از تمامی موسسات نشر کتاب جواب منفی شنیده بود. تجربه ای که در حوزه ی فروش داشته ام نشان میدهد اکثر انسان ها پس از چند شکست متمادی کاملا تسلیم شده و حس میکنند توانایی و ویژگی خاصی برای ارائه ندارند. رولینگ هم ممکن است چنین حسی را تجربه کرده باشد، اما او پرروتر از آن بود که تسلیم شود و همین ویژگی باعث شد فقط چند سال پس از ممارست او در نشر کتابش مردم زیادی در سرتاسر جهان برای خریدن رمان های هری پاتر در صف های طولانی بایستند. یا در کشورمان بسیاری از جوانان برای خواندن هر چه سریعتر کتاب تیم های ترجمه ی رمان های هری پاتر تشکیل دهند. بسیاری از محصولات و ایده ها و کتاب هایی به مراتب قوی تر از کتاب رولینگ صرفا بخاطر کم رویی صاحب اثر یا تولید کننده به گورستان تاریخ پیوسته اند بدون اینکه دیده شوند و توفیق خاصی حاصل شود.

موارد دیگری از انسان های پررو و موفق !

یکی دیگر از نمونه های مشهور هنری فورد است، شخصیتی که مورد علاقه ی بسیاری از فعالان در حوزه ی موفقیت بوده و الگوبرداری های بسیاری از روش مدیریت او در کسب و کار کرده اند. فورد هیچگاه نتوانست در اولین گام های فعالیتش به موفقیت و نتیجه ی خاصی دست یابد، و پنج شکست متمادی را در شروع کار تجربه کرد. یادمان نرود زمانی که از شکست صحبت میکنیم، منظورمان سال های زیادی است که شخص نتوانسته به اهدافش برسد، خواندن عبارت پنج شکست متمادی کار آسانی است اما تجربه کردن آن در دنیای واقعی بسیار سخت و طاقت فرساست، احتمالا بخش زیادی از سرمایه شما نابود شده است ، نگاه اطرافیان به شما منتقدانه و ناامید کننده است، آن ها وقتی از شما حرف میزنند میگویند “فکر میکند انسان خاص و عجیبی است ! ” یا صمیمی ترین دوستتان آرام روی شانه هایتان میزند و میگوید : “تو استیو جابز نیستی!” و همینجاست که بسیاری از استعدادها و انسان هایی با پتانسیل های بیشتر از امثال جابز و گیتس تن به تسلیم شدن میدهند و نهایتا بعنوان یک انسان کاملا معمولی زندگی خود را به پایان میرسانند.

مهم نیست در چه حوزه ای میخواهید پیشرفت کنید، حتی اگر هدفتان راه رفتن باشد، کمااینکه زمانی در کودکی بوده است، خواه ناخواه بارها به زمین خواهید خورد. ایمان داشته باشید اگر ممارست کنید و پررو باشید بالاخره راه خواهید رفت و روزی خواهید دوید. سفر در زمان مانند یک رویاست، همانطور که زمانی پرواز یک رویا بود، اما برادران رایت به هدف و آرزوی خود ایمان داشتند. دقیقا مانند انسانی که آرزوی سفر در زمان را در سر بپروراند، اما همین آرزو، در همین اندازه عجیب و امکان ناپذیر، توسط آن ها محقق شد.. دقیقا تا قبل از دیدن هواپیما، تجسمی که انسان ها از پرواز داشتند صرفا یک رویای امکان ناپذیر بود اما امروزه برای ما یک پدیده ی کاملا معمولی محسوب میشود. انسان های معمولی تا چیزی را از نزدیک نببینند به آن ایمان نمی آورند. اما امثال برادران رایت و هنری فورد به هدف خود و توانایی خود در رسیدن به آن اهداف ایمان داشتند. آن ها چیزی فراتر از آنچه دیگران از خود می خواهند میخواستند، آن ها پررو بودند !

گوش دادن اپیزود چهارم رادیو امیدی هست

نویسنده : میلاد اسمعیلی 
کلید واژه های مقاله : فورد، رولینگ، هری پاتر، پررو بودن، پررو، شکست، موفقیت

سایر مقالات :